سلطان محمد ميرزا قاجار
283
سفرنامه سيف الدوله ( معروف به سفرنامه مكه ) ( فارسى )
[ و ] نهرهاى جارى بسيار است . نيمهء آخر راه آبادى و آب نيست . آبادى ايوان كيف « 4 » در دامنهء هموارى واقع است . ده [ 182 ب ] معتبر آبادى است . محل زراعت و باغ دارد . آبش از رود كمآب است . انجير بىدانه و انار خوبى دارد . « 5 » سكنهء آنجا زياد [ و ] مردمش خوشصورت [ اند ] . دو حمام و چاپارخانه در اين آبادى هست . آبش مايل به شورى [ و ] هوايش ملايم [ است ] . « 6 » قشلاق از ايوان كيف الى قشلاق « 7 » كه يكى از دهات معتبر بلوك اربعه خواراست « 8 » ، پنج ساعت ، يك ساعت و نيم از اول راه هموار و ريگزار [ است ] . دو ساعت از وسط راه درهء سنگى است ؛ سخت نيست . آب شورى هم دارد . اين دره را سر درهء خوار نامند . پست و بلند كمى هم دارد . بعد از اتمام دره همهء راه جلگه و هموار ، يك ساعت قبل از رسيدن به قشلاق همه محل زراعت و آبهاى جارى است . آبادى قشلاق در زمين هموارى واقع است . آبش از رود [ است ] . نهر بزرگى از كنار آبادى مىگذرد . ده معتبرى است . برنج ، گندم ، جو [ و ] پنبه بسيار مىكارند . بلوك خوار حاصلخيز و پرمداخل است . قدرى بدهوا [ ست ] . مردمش شرير و دزد [ ند ] . قشلاق [ 183 آ ] باغات كمى هم دارد . انجير و انارش خوب است . آهو در اين بيابان بسيار است .
--> ( 4 ) . اصل : ايوانه كيف . ( 5 ) . لازم به يادآورى است كه در اينجا صفت بىدانه را براى انجير آورده است ولى در جاهاى ديگر كه به آن اشاره شد ، انار بىدانه ذكر شده است . ( 6 ) . در بين اين راه پارچههاى سنگ سماق قرمزرنگ خيلى ديده شد . خالهاى سفيد بسيار سخت و صلب ولى كوچك يكپارچه كه به قدر يك وجب مىشد ، جسته ، دادم تراشيدند . يقين سنگ سماق است . يحتمل در همان كوه معدن باشد . اين پارچهها را سيل متدرجا به صحرا آورده است . ( حاشيهء متن ) . ( 7 ) . مقصود قشلاق بزرگ است . بخش حومهء شهرستان گرمسار ، استان تهران . سابقا يكى از چهار بلوك ناحيهء خوار بود . ( دائرة المعارف فارسى ، ج 2 ، ص 2052 ) . ( 8 ) . بلوك اربعهء خوار ، دشت و ناحيهاى در قسمت شمالى ايران ، شرق ناحيهء ورامين . مشتمل بر چهار بلوك است . ( همان كتاب ، ج 1 ، ص 919 ) .